تبليغاتX
موج آزاد
شعر،جامعه شناسی ومطالعات فرهنگی
تأملي بر ديدگاه‏هاي پي ير بورديو درباب جامعه‏شناسي هنر؛عنوان مطلبي است كه در سايت انجمن جامعه شناسي ميتونيد بخونيد:
http://www.isa.org.ir/NewsDes.jsp?NewsID=fhcg-ulyq-gddo
            

يكي از نظرات جالب بورديو اينه كه جامعه‏شناسي و هنر زوج موفقي نبوده‏اند.بورديو يكي از جامعه شناسان تلفيق گراست واغلب به مسايل فرهنگي پرداخته. بحث سرمايه نمادين او هم يكي از مباحث جالب جامعه شناسيه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

از همه دوستاني كه منو شرمنده كردند و پيام هاي محبت آميزي گذاشتند ممنونم. حتما از خجالتشون در ميام.
اما اين روزهاحال درست و حسابي براي به روز كردن ندارم.كلاسا رو هم يكي درميون ميرم و مشغول ورق زدن كتابهايي هستم كه شش ماه پيش بايد ميخوندم.خلاصه اصلا وضعيت خوبي نيست .انگار دست و پاي آدمو بسته باشند چون هيچ كار ديگه اي نمي توني بكني .

به هر حال برام آرزوي موفقيت كنيدو تنهام نذاريد.

                      

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

در ششمین روز برگزاری جشنواره به آهستگی را دیدم.این فیلم آخرین ساخته مازیا میری است که پیش از این قطعه ناتمام را از او دیده بودیم.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است:به آهستگی" داستان محمود کارگر جوشکار خط‌های راه آهن است که تلفنی متوجه مي‌شود پری همسرش منزل را ترک کرده است. همه شواهد نشان از خيانت پری دارد، اما مرز بين قضاوت و باور، محمود را وادار به جستجو مي‌کند.

به آهستگی در نهایت فیلمی است که قصد دارد زندگی تعدادی از مردم حوالی راه آهن را نشان دهد و داستان نیز حول محور درگیری های محمود با خودش می چرخد.اما در نهایت باید بگویم این فیلم  خسته کننده است و به نظر می رسد نتواند مخاطبان خود را راضی نگه دارد.بازی فروتن هم در ادامه سایر کارهایش است و اصلا تفات قابل توجهی با سایر کارهایش ندارد.(جالب است بدانید فروتن امروز در ۲ سانس پشت سر هم روی پرده سینما صحرا آمد  یکی در به آهستگی و دیگری در فیلم"وقتی همه خواب بودند" به کارگردانی فريدون حسن‌پور )

سالن سینما صحرا مملو از جمعیت بود و برای اولین بار یک فیلم را از صندلی های جلو تماشا کردم.در این فیلم "محمدرضا فروتن" نقشش اول را بر عهده داشت .به هر حال باز هم برنامه سینما صحرا تغییر کرد و "قتل آن لاین " جای خود را به "رژه پنگوئن ها " داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

اولين ساخته بلند شاهد احمدلو كار تميز و ديدني اي از كار درآمده به خصوص اينكه شاهد اخرين حضور منوچهر نوذري هم خواهيد بود. منوچهر نوذري نقش كسي را بازي كرد كه به دليل تنهايي پول ميپردازد تا مراسم مرگش سوت و كور نباشد!

به هر حال "چند مي‌گيری گريه کنی" هم تو را مي خنداند و هم تورا به فكر فرو مي برد و هم ياد منوچهر نوذری خواهي افتاد.

به هر حال جشنواره را با "چند مي‌گيری گريه کنی" افتتاح كردم و از اين فيلم خوشم آمد.

دراين فيلم بازيگرانی چون ابوالفضل پورعرب، زنده ياد منوچهر نوذری، نيکو خردمند، شهرام حقيقت دوست و الناز شاکر دوست  به ايفای نقش پرداخته اند.

                                

چند نظر:

1ـ توکل‌نيا تهيه كننده اين فيلم در مورد آخرين حضور زنده‌ياد منوچهر نوذری بر پرده سينما در اين فيلم به "مهر" گفت: "خيلی دوست داشتيم ايشان زنده بود و فيلم را در جشنواره مي‌ديد. "چند مي‌گيری گريه کنی" به نوعی نخستين فيلم سينمايی زنده‌ياد نوذری بعد از سی و پنج سال است. داستان فيلم درباره مرگ اما در قالب طنز است و بعد از ديدن فيلم به نظر مي‌رسد که وصيتنامه هنری منوچهر نوذری است. ايشان برای بازی در فيلم اولين و تنها گزينه بود و به نحو شايسته‌ای اين نقش را ايفا کرد. خود ايشان هم وقتی پيشنهاد بازی در اين فيلم را ارائه کرديم به شدت استقبال کرد و به فيلم خيلی اميدوار بود و آن را جزو کارهای خوبش مي‌دانست. اين فيلم يادگاری بسيار شايسته و خوبی از يک هنرمند پيش‌کسوت است."

محمدتقی فهيم، نايب رئيس انجمن نويسندگان و منتقدان سينما، در گفت وگو با "مهر"، در نقد فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" گفت: " وقتی به ساختار و موضوع اين فيلم نگاه می کنيم، متوجه می شويم که شاهد احمدلو با ساخت فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" به دنبال جلب رضايت مخاطب عام بوده است. در واقع اين قشر از مخاطب را مورد هدف قرار داده تا آنها را جذب کند."

اين منتقد سينما افزود: " احمدلو استعداد بالقوه ای است که می تواند در آينده تبديل به کارگردانی بالفعل در بدنه سينمای ما باشد. اما در مجموع فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" بيشتر به سمت کليشه ها رفته بود و احمدلو به جای خلاقيت در ارائه يکسری نوگرايی ها يا ابداعات جديد از فيلم فارسی ها الگوبرداری کرده، حتی از نظر موضوع  از يک فيلم قديمی با عنوان "گدايان تهران" بهره برده بود."

وی با اشاره به اين که گرفتن الگو از آثار سينمای قديمی و بهره بردن از کليشه های منسوخ شده برای ساخت فيلم می تواند خطری برای احمدلو باشد، گفت: " شاهد کارگردان جوان و با استعدادی است. بنابراين به جای اين الگوبرداری ها می تواند به فکر خلاقيت در سينمای نوين باشد. البته توجه به مخاطب عام خوب است، چرا که اين گونه فيلمسازان در سينمای ما کم هستند. اما بايد از کليشه ها دوری کند. فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" به عنوان نخستين تجربه برای احمدلو قدم خوبی بود."

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  | 

امسال وقتي براي اولين بار از طرف سروش كارت جشنواره گرفتم با خودم گفتم حتما تجربه جد يد يه و همينطور هم هست.

                                      

اولين بار جمعه وروز اول جشنواره رفتم سينما صحرا .بهم خبر داده بوده بودند يك شب اولين فيلم نيكي كريمي ساعت 6 اکران ميشه.سينما شلوغ بود و حضور نمايندگان مطبوعات چشمگير. آنجا متوجه شدم سانس يك شب ساعت20:30 است و ساعت 6 خانه خنجرهاي پران رو اكران مي كنند.خلاصه روز اول روز ناكامي بود و برگشتم.

شنبه با اينكه بايد براي دوتا امتحان فردام كلي درس مي خوندم اما جشنواره رو ترجيح دادم.

خلاصه جشنواره رفتن همانا و خراب كردن امتحان فوق العاده راحت جامعه شناسي توسعه هم همان.خدا رو شكر كه جامعه شناسي صنعتي رو بد ندادم.

اين هم از عوارض جشنواره!

عوارض امتحانات هم اين بود که به نام پدر وخيلي از فيلم  های  ديگه رو از دست دادم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط مبینا بنی اسدی  |