از آنجایی که آدورنو تحصیلات موسیقیایی دارد ودر زمینه آهنگسازی هم فعال بوده ؛وقتی در مورد "صنعت فرهنگ" بحث می کند اغلب مفاهیم اش را با استفاده از مثالهایی از این هنر بیان می کند.
آنطور که در کتاب مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه (دومینیک استریناتی )آمده : "آدورنو معتقد است که موسیقی عامه تولید شده از سوی صنعت فرهنگ تحت تاثیر دو فرایند قرار دارد: استاندارد شدن و فردیت مجازی."

در واقع همانطور که استریناتی هم می گوید آدورنو استاندارد شدن را به شباهت های اصلی بین ترانه های عامه نسبت می دهد و فردیت مجازی را به تفاوت های جزئی آنها مربوط می داند.به نوعی فردیت مجازی مانند نقابی عمل می کند که شباهت ترانه ها به هم از دید مصرف کننده مخفی بماند.
خاطراتت ز آنسوی آفاق ، آوازم دهند
تا در آبی های دور از دست پروازم دهند
رفته ام زین پیش و خواهم رفت زین پس بازهم
با صدای عشق از هر سو که آوازم دهند
آنچه را با چشم گفتم با تو ، خواهم گفت نیز
با زبان گر شرم و شک یارای ابرازم دهند
شام آخر را نخواهم باخت همراهش اگر
لذت صبح نخستین را دمی بازم دهند
تا سرانجام است امید سر آغازم به جای
گر چه هم بیم سرانجام ، از سرآغازم دهند
یک دریچه از نیازی مشترک خواهم گشود
با تو وقتی مشترک دیواری از رازم دهند
در قفس آزاد ،زیباتر که در آفاق اسیر
گو در بازم بگیرند و پر بازم دهند
می شود
باور کنید...