در مورد اين جامعه شناس فرانسوي كتاب ها و مقالات زيادي نوشته شده است كه كتاب "پي ير بورديو " نوشته ريچارد جنكينز (استاد جامعه شناسي دانشگاه شفيلد) يكي از مهمترين آنهاست.اين كتاب در ايران درسال1385 با ترجمه ليلا جوافشاني و حسن چاوشيان توسط "نشر ني" به چاپ رسيده است.مطلبي كه پيش رو داريد نگاهي خلاصه وار به اين كتاب است.
از آنجایی که آدورنو تحصیلات موسیقیایی دارد ودر زمینه آهنگسازی هم فعال بوده ؛وقتی در مورد "صنعت فرهنگ" بحث می کند اغلب مفاهیم اش را با استفاده از مثالهایی از این هنر بیان می کند.
آنطور که در کتاب مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه (دومینیک استریناتی )آمده : "آدورنو معتقد است که موسیقی عامه تولید شده از سوی صنعت فرهنگ تحت تاثیر دو فرایند قرار دارد: استاندارد شدن و فردیت مجازی."

در واقع همانطور که استریناتی هم می گوید آدورنو استاندارد شدن را به شباهت های اصلی بین ترانه های عامه نسبت می دهد و فردیت مجازی را به تفاوت های جزئی آنها مربوط می داند.به نوعی فردیت مجازی مانند نقابی عمل می کند که شباهت ترانه ها به هم از دید مصرف کننده مخفی بماند.
سال هاست که تلویزیون و در کل صدا و سیما به مصادره گفتمان های جنبش های دانشجویی دست زده است واین حرکت را از مصادره سرود یار دبستانی آغاز کرد.
در وافع مصادره گفتمانی ، پلتیکی است که از سوی نهادهای حاکم صورت می گیرد تا زهر برخی گفتمان ها را که گاهی در انتقاد به حاکمیت سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد از بین ببرد.
امسال در ایام دهه فجر شاهد اتفاق دیگری در این حوزه بودیم و آن پخش چندین باره محاکمه خسرو گلسرخی بود.
برنامه ای که شاید هیچ کس تصور نمی کرد یک روز از صدا و سیما شاهد آن باشد و شاید حالا که پخش شده دیگر آن حساسیت های گذشته را به همراه نداشته باشد.
حتی میتوان گفت این اتفاق در مورد پخش مکرر آهنگ های مرحوم فرهاد مهراد هم افتاده است و می توان باز هم این مسئله را در راستای استفاده از این ترفند سیاسی قرار داد.

يكي از نظرات جالب بورديو اينه كه جامعهشناسي و هنر زوج موفقي نبودهاند.بورديو يكي از جامعه شناسان تلفيق گراست واغلب به مسايل فرهنگي پرداخته. بحث سرمايه نمادين او هم يكي از مباحث جالب جامعه شناسيه.
ايسنا خبري از اين مراسم تهيه كرده است كه اگر نخوانده ايد در زير مي آيد:
دكتر ناصر فكوهي ـ استاديار گروه انسانشناسي دانشگاه تهران ـ در ابتدا به شرح زندگي و آثار بورديو پرداخت. وي بورديو را نويسندهاي پركار خواند كه در زمينههاي گوناگون علوم اجتماعي از او كتاب منتشر شده است.
فكوهي همچنين درباره آثار بورديو افزود: تئوريهاي بورديو با يك زبان بسيار سخت بيان شده؛ چراكه متنهاي او بسيار سخت و فشرده است.
وي در ادامه اظهار داشت: بورديو همه چيز را اجتماعي ميبيند. از نظر او امري در زندگي انسان وجود ندارد كه اجتماعي نباشد. همچنين عقيده دارد كه سيستم اجتماعي، سيستم سلطه و قدرت است؛ ولي مسالهاي كه براي بورديو مطرح ميشود، اين است كه «چگونه اين سيستم قدرت با همه مقاومتها خود را باز توليد ميكند؟». او براي پاسخ به اين پرسش به طرح تئوري كلان ميپردازد.
فكوهي در ادامه با تشريح تئوري بورديو به روش او اشاره و تصريح كرد: او براي بيان تئوري خود به طرح چند مفهوم پايهيي ميپردازد و از طريق تركيب روشهاي كمي و كيفي، نظريات خود را به آزمايش ميگذارد. اكثر فعاليتهاي او مطالعات ميداني است.
مدير گروه انسانشناسي دانشگاه تهران درباره مفاهيم «ميدان» و «سرمايه» در انديشه بورديو عنوان كرد: بورديو «ميدان» را يك پهنه اجتماعي تعيين شده ميداند كه اين ميدان ميتواند يك نظام آموزشي يا دانشگاه يا دولت باشد. در اين ميدان همه براي گرفتن امتياز وارد ميشوند. مفهوم ديگر، مفهوم «سرمايه» است كه از نام كتاب اصلي ماركس گرفته شده است. از نظر او چهار نوع سرمايه در جامعه وجود دارد؛ سرمايه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و همچنين سرمايه نمادين كه جمع آنها سرمايه كل را تشكيل ميدهد. كسي كه كمترين سرمايه را داشته باشد، در كف جامعه قرار ميگيرد و در فرانسه كساني در راس قدرت قرار دارند كه داراي سرمايه بالايي هستند. به زعم بورديو، افراد براساس نحوه بودن (آبيتوس) عمل ميكنند، يعني فرد به عادت ميداند كه در جامعه چگونه رفتار كند و خودش را با مدل جامعه تطبيق كند و بدين صورت ميتواند بازتوليد سيستم را تعيين كند.
فكوهي بورديو را در علوم اجتماعي تاثيرگذار و جريانساز خواند و درباره رابطه او با روشنفكران عنوان كرد: رابطه بورديو با روشنفكران يك رابطه متناقض است. او به عنوان يك روشنفكر به شدت به رسانهها حمله ميكند؛ درصورتيكه خود رسانهييترين روشنفكر فرانسه است. از اين نظر به او انتقاد ميشود. همچنين منتقدان ميگويند اگر جامعه يك نظام سلطه است، بورديو در علوم اجتماعي يك سلطهگر است.
فكوهي در پايان با مقايسه سارتر و بورديو يادآور شد: بورديو تا پايان عمرش به دانشگاه وفادار ماند و به عرصه سياست وارد نشد. اگر ژان پل سارتر را بهعنوان مدل روشنفكري فرانسه بدانيم كه با مرگ پروندهاش بسته شد، ولي با مرگ بورديو انديشههاي او تازه متبلور شده است.