مبینا بنیاسدی
«به دنیا بگویید بایستد» یکی از سریالهایی است که جمعهها از شبکه تهران پخش میشود. این سریال را محمدرضا آهنج کارگردانی کرده است.
آهنج در سومین تجربه سریالسازیاش قصد داشت تجربیات گذشته خود را به صورت کاملتری به کار بگیرد. با او درباره این سریال گفتوگو کردیم.
* آقای آهنج، با سابقهای که از شما سراغ داریم در کارهایی مثل «معما» و «سایه آفتاب» و کار جدیدتان ___ «به دنیا بگویید بایستد» ___ بیشتر ژانر پلیسی __ جنایی را تجربه کردهاید. آیا این قضیه اتفاقی است یا ناشی از علاقه شما به این ژانر؟
من دوست ندارم به من لقب کسی را بدهند که صرفاً پلیسی میسازد؛ نه تنها دوست ندارم حتی از آن دوری هم میکنم. اساساً اعتقاد دارم که کارگردان نباید خود را به یک ژانر یا گونه محدود کند و حتی این قضیه ضعف یک کارگردان را میرساند. بگذریم از افرادی که تنها در یک گونه کار میکنند و موفق هم ظاهر میشوند، اما من دوست ندارم. در بین کارهایم میتوانم بگویم «سایه آفتاب» بیشتر یک ملودرام تاریخی __ اجتماعی بود تا پلیسی. و حتی در «به دنیا بگویید بایستد» درست است که پلیس و وجدان بیدار قانون حضور دارد ولی کاملاً یک کار درونی و انسانی است که با جان و نهاد آدمیزاد کار دارد. در واقع، باید بگویم به ژانر دفاع مقدس علاقه دارم و امیدوارم در این زمینه تجربیاتی داشته باشم.
* در «به دنیا بگویید بایستد» از برخی مضامین تاریخی نیز استفاده شده است. کمی در این باره توضیح بدهید.
این سریال برداشتی امروزی از «هملت» است و اشاره به درون آدمها دارد.
همه فن حریف و محبوب مردم
وقتی به پدرم گفتم قرار است با مرتضی احمدی مصاحبه کنم، گفت: احمدی یکی از نابغههای تلویزیون است که اگر از صبح تا شب برنامه اجرا کند، مردم را میخنداند و تکراری نمیشود.
مرتضی احمدی، میهمان «سروش» بود و چند ساعتی از خاطراتش گفت و از سالهایی که موی خود را در عرصه بازیگری سفید کرده. مرتضی احمدی عاشق تهران است و خود را یک تهرانی اصیل میداند. وی در زمینه تاریخچه تهران و فرهنگ مردم تهران اطلاعاتی زیاد و تألیفاتی نیز در این زمینه دارد.
هر چند مجال زیادی برای مصاحبه نداشت اما حدود چهل دقیقه از زمان حضورش در سروش را برای مصاحبه اختصاص داد که خواندنش برای علاقهمندان این بازیگر، خواننده و دوبلور پیشکسوت خالی از لطف نیست.
احمدی خاطرات شنیدنی زیادی دارد که بخشی از آن در این گفتوگو منعکس شده است.
مبينا بنياسدي
«ستاره کیست؟» این سؤالی است که از جوانب گوناگونی میتوان به آن پاسخ داد: اما شاید رایجترین پاسخی که برای این سؤال وجود داشته باشد این است که: «ستاره» در هر زمینه خاصی که فعالیت کند، بهترین است و در بین سایر کسانی که با او در وضعیت مشابهی قرار دارند میدرخشد. در حد نهایت مردم دوست دارند دائم به تماشای او بنشینند. به کاربردن لفظ ستاره بیش از هر شاخه کاری و زمینه فعالیت، در عالم هنر به کار میرود. در واقع «ستاره» معنای خود را در میان هنرمندان بازمییابد. در میان هنرمندان نیز بیشتر به هنرمندان عرصه بازیگری اتلاق میشود. البته باید یادآور شد کلماتی مانند «ستاره موسیقی»، «ستاره خوانندگی» و... نیز به نوبه خود کاربرد دارند؛ اما همان طور که گفته شد این لفظ بیش از همه برای بازیگران به کار میرود مانند ستاره سینما، ستاره سریالهای تلویزیونی، ستاره تئاتر و... ستارهشدن و درخشیدن در میان سایر بازیگران خود میتواند به خاطر مشخصههایی متفاوت باشد. بعضی به خاطر چهره یا تیپ ظاهری ستاره میشوند و بعضی دیگر به خاطر بازی هنرمندانه خود در نقشهای متفاوت. بعضی نقشها نیز به خودی خود قابلیت ستارهسازی دارند و هر کسی که آن نقش را ایفا کند ستاره میشود.
آنها تأثير ميگذارند
وقتي ميگوييم تلويزيون رسانهاي فراگير است، در آن شكي نيست و وقتي هم ميگوييم اين رسانه به راحتي ميتواند روي مخاطبان خود تأثيرگذار باشد، از امري بديهي صحبت كردهايم.
تأثير رسانهاي چون تلويزيون بر روي مخاطبان منجر به ايجاد پديدههاي مختلفي ميشود كه يكي از بارزترين آنها به وجود آمدن افرادي با عنوان «ستاره» است. ستارهها كساني هستند كه در ميان عامه مردم به شهرت و محبوبيت دست پيدا كردهاند و تمام رفتار و حركات آنها براي عموم افراد مهم به نظر ميرسد. اهميت ستارهها در دنياي مدرن امروز، پديده ديگري با عنوان «صنعت ستارهسازي» را ايجاد كرده كه يكي از پرسودترين پديدههاي جامعه مدرن است.
بيشك ستارهها نقش عمدهاي در جامعه ایفا ميكنند. اين نقش در نهايت از تأثير غير قابل انكار آنها بر شكلگيري رفتار افراد جامعه به وجود آمده است. در واقع بررسي جايگاه ستارهها و كاركردي كه آنها در هر جامعهاي ايفا ميكنند، ميتواند از منظر جامعهشناسي مهم به نظر برسد. جامعهشناسي، علمي است كه به مطالعه رفتار گروهها و جوامع انساني ميپردازد. به همين دليل ميتواند يكي از بهترين علوم براي تحليل حضور اين پديده در جامعه باشد.
و اما تعريف...
همواره در مباحث علمي، ارائه تعريف از مفهوم مورد نظر، اهميت ويژهاي دارد و از آن جا كه به بحث ستارههاي تلويزيوني پرداختهايم، ارائه تعريف آن، خالي از لطف نخواهد بود.
اعتماد ملي- مبينا بني اسدي: تهمينه ميلاني در جلسه پرسش و پاسخ فيلم »آتشبس« كه عصر روز يكشنبه در سينما سپيده برگزار شد، نسبت به ادامه فروش »آتشبس« ابراز اميدواري كرد.

وي در پاسخ به خبرنگار اعتماد ملي كه از وي در مورد فروش يك ميلياردي فيلم پرسيده بود، گفت: »با اين سطح فروش فكر ميكنم آتشبس پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران شود. در حال حاضر در تهران و شهرستانها بالغ بر يك ميليارد فروش داشتهايم و البته فروش فيلم در تهران تا هفته گذشته 685 ميليون بوده است.«ميلاني با اشاره به اينكه فروش آتشبس هنوز در سطح خوبي قرار دارد ادامه داد: »به قول پخشكننده فيلم تازه اكران جدي ما از اول تيرماه آغاز شده و همچنان استقبال خوبي از فيلم به عمل ميآيد.«
اين كارگردان در مورد تئوري »كودك درون« كه دستمايه فيلم آتشبس قرار گرفته، گفت: »اين تئوري در ابتدا توسط »اريك برن« مطرح شد و بعدها روانشناسان زيادي در اروپا و آمريكا از آن استفاده كردند. »لوچيا كاپا كيونه« اين تئوري را توسعه داد و در حال حاضر در آمريكا با اين سيستم كه گوشه كوچكي از آن در فيلم مطرح شد به مسائل ارتباطي انسانها ميپردازند، كه متاسفانه در جامعه ما هنوز جا نيفتاده است.«ميلاني در پاسخ به اين سوال كه چرا داستان اكثر فيلمهاي ايراني در خانوادههاي طبقه بالا و مرفه رخ ميدهد به داستان فيلمهاي خودش اشاره كرد كه اغلب در خانوادههاي متوسط اتفاق ميافتد و در مورد آتشبس گفت: »طبقه يوسف و سايه را به اين دليل مرفه انتخاب كردهام كه از نظر زيبايي، خانوادگي، اقتصادي و تحصيلات در سطح هم باشند تا بتوانم مشكل آنها را فارغ از ساير مسائل بررسي كنم. در واقع قصد من اين بود كه فقط روي مساله كودك درون متمركز شوم، نه ساير عوامل مشكلزاي خانوادهها.«وي دليل انتخاب گلزار و افشار را به عنوان بازيگران اصلي فيلم توجه به مخاطب عنوان كرد و ادامه داد: »من اعتقاد دارم فيلم را بايد براي مردم ساخت و هر چقدر تعداد كساني كه فيلم مرا ميبينند بيشتر باشد، يعني پيام فيلم به افراد زيادي انتقال پيدا كرده است.«وي با اشاره به اينكه هيچ كس در اين شرايط نميتواند فمينيست باشد، گفت: »انگ فمينيست بودن را دشمنان به من ميزنند، و با مطالعه تئوري فمينيسم خواهيم فهميد كه چنين ديدگاهي در ايران با وجود قوانين فعلي امكان رشد نخواهد داشتأ من اسم اين منتقدين را والدين نكوهشگر گذاشتهام كه تحمل فكر و ايده جديد را در جامعه سنتي ندارند.«وي افزود: »من ديدگاه ضد مرد ندارم، ديدگاه من طرفدار انسان است و تمام تلاشم اين است كه جامعه، خوشبختي را در تعادل بيابد.« ميلاني همچنين عدم حضور آتشبس در جشنواره فيلم فجر را اعمال سليقههاي شخصي در اين جشنواره عنوان كرد.همچنين مهناز افشار بازيگر نقش سايه در مورد چگونگي نزديك شدن به اين نقش گفت: »خانم ميلاني كتابهايي در مورد كودك درون به من معرفي كرد كه با خواندن آنها با اين تئوري آشنا شدم. همچنين بايد بگويم شخصيت سايه به لحاظ لجبازيها و شيطنتها تا حدودي به من شبيه است.«وي افزود: »تا به حال به خاطر مسائل اقتصادي هيچ فيلمي را قبول نكردهام، حالا اگر بعضي كارها در نهايت ضعيف شده از دست من خارج است، ولي سعي ميكنم در آينده نقشها را با وسواس بيشتر انتخاب كنم.«گفتني است پيش از اين اعلام شده بود در اين نشست تعداد بيشتري از عوامل فيلم ازجمله محمدرضا گلزار و آتيلا پسياني )بازيگران( و محمد نيكبين )تهيهكننده( حضور خواهند داشتأ ولي در نهايت تنها ميلاني و افشار در جمع مردم حضور پيدا كردند.
مجيد مظفري بازيگر سينما و تلويزيون كه اين روزها كمتر در عرصه بازيگري حضور دارد، در پشت صحنه مشغول به فعاليت است.
اين بازيگر با انتقاد از نثرهاي سطحي فيلمها، علت كمكاري خود را عدم پيشنهاد پروژهاي درخور كار عنوان كرد و گفت: »اكثر كارهاي اخير تكراري است و ادبيات شفاهي درستي ندارد. در واقع در حال حاضر نثرها ضعيف است و با ذائقه من مانوس نيست.«
وي افزود: »در سينما نيز متنهاي خوبي به فيلمتبديل نميشود و به ناچار غم نان مرا به سمت تلويزيون هدايت كرد. با اين حال اگر كار خوب پيشنهاد شود، حتما قبول خواهم كرد«. 
اين بازيگر ادامه داد: »كوچكي و بزرگي نقش در متنهايي كه خوب از آب درآمده اهميتي ندارد و با همين تفكر در فيلم »تقاطع« نزديك به چند دقيقه حضور داشتم و بسيار راضي هستم.«
وي همچنين افزود: »با اينكه سينما نگاه جديتري به مقوله فيلم دارد اما با اين حال براي من تنها كليت كار مهم است كه ارزش كار كردن داشته باشد و فرقي نميكند در سينما باشد يا تلويزيون.« مظفري كه بعد از »101 راه براي ذله كردن پدر و مادرها« در فيلم 90 دقيقهاي »مكافات« به تهيهكنندگي مسعود آبپرور بازي كرده است، از انتقال فعاليت خود به پشت صحنه خبر داد و گفت: »بعد از »مكافات« همكاري من با آبپرور به افتتاح يك دفتر توليد منجر شد كه در حال حاضر مشغول ساخت دو كليپ و تدارك سه فيلم 90 دقيقهاي هستيم. همچنين يك مجموعه مستند- داستاني 26 قسمتي با عنوان »كتل غريب« در آينده ساخته خواهد شد كه قصههاي كوتاه و فولكلور 26 استان را به تصوير ميكشد.«
چاپ شده در اعتماد ملی
»زندگي نازنينم« به »كيوآيكيو« تغيير نام ميدهد.
اميرحسين شريفي تهيهكننده اين فيلم سينمايي ضمن اعلام اين خبر به موج آزاد گفت: »اين فيلم با عنوان »زندگي نازنينم« پروانه ساخت دريافت كرده ولي هماكنون به دنبال تغيير نام آن به »كيوآيكيو« هستيم.
وي طرح بكر اين فيلمنامه را دليل اصلي گزينش آن براي تهيه عنوان كرد و گفت: »اين فيلم سينمايي در ژانر كمدي است و ارتباط دو نسل را با هم نشان ميدهد كه در راستاي ارتباط پدر و پسر داستان، برخي از مسائل و معضلات اجتماعي را مطرح ميكندأ همچنين اين فيلم نگاهي طنز به بعضي از معضلات گلدكوئيست در ايران و مشكلات ايجادشده توسط اين پديده دارد.«
اين تهيهكننده كه تله فيلم »حفره« را آماده نمايش دارد در مورد بازيگران فيلم جديدش عنوان كرد: »امين حيايي و محمدرضا شريفينيا كانديداهاي ما براي ايفاي نقش در فيلم هستند كه در حال مذاكره با آنها هستيم و در صورت توافق، شريفينيا نقش »ياكوزا« را بر عهده خواهد گرفت.«
گفتني است اميرقاسم راضي نويسنده و كارگردان اين فيلم است كه پيش از اين يك كار 90 دقيقهاي به نام »هفت شب« را براي سيمافيلم كارگرداني كرده كه هماكنون آماده پخش است.(پیش از این در اعتماد ملی چاپ شد)
محمدحسين لطيفي: داستان سريال من، با ماه رمضان گره خورده است
مجموعه تلويزيوني سادهدلان به كارگرداني محمدحسين لطيفي به مرحله تصويربرداري رسيد. لطيفي ضمن اعلام اين خبر به موج آزادگفت: »با پايان يافتن مرحله پيشتوليد، از روز شنبه فيلمبرداري آغاز شد كه انتظار ميرود تا اول ماه مبارك رمضان نيز ادامه داشته باشد.«
كارگردان »وفا« در مورد داستان و محل لوكيشن سريال ادامه داد: »ورود يك قرآن خطي قديمي به خانه خليل باعث اتفاقاتي در رابطه با خودش و اطرافيان وي ميشود كه وقايع فيلم را رقم ميزند.« وي در مورد لوكيشن سريال به بازارچه شاپور اشاره كرد و در رابطه با تاؤير حال و هواي ماه رمضان بر سريال توضيح داد: ماجراهاي اين سريال برخلاف برخي از سريالهايي كه در ماه رمضان به نمايش درميآيند، كاملاص در حال و هواي ماه رمضان اتفاق ميافتد و كاملاص تحت تاؤير اين ماه مبارك است و مانند برخي از سريالها نيست كه ماه رمضان را به داستان فيلم منگنه كنند. در واقع داستان اين فيلم كاملاص به ماه رمضان گره خورده است.«گفتني است در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون حسين محجوب، باران كوؤري، مهرانه مهينترابي، ؤريا قاسمي، برزو ارجمند و حسن پورشيرازي به ايفاي نقش ميپردازند.(پیش از این در اعتماد ملی چاپ شد)
در خلاصه داستان این فیلم آمده است:به آهستگی" داستان محمود کارگر جوشکار خطهای راه آهن است که تلفنی متوجه ميشود پری همسرش منزل را ترک کرده است. همه شواهد نشان از خيانت پری دارد، اما مرز بين قضاوت و باور، محمود را وادار به جستجو ميکند.
به آهستگی در نهایت فیلمی است که قصد دارد زندگی تعدادی از مردم حوالی راه آهن را نشان دهد و داستان نیز حول محور درگیری های محمود با خودش می چرخد.اما در نهایت باید بگویم این فیلم خسته کننده است و به نظر می رسد نتواند مخاطبان خود را راضی نگه دارد.بازی فروتن هم در ادامه سایر کارهایش است و اصلا تفات قابل توجهی با سایر کارهایش ندارد.(جالب است بدانید فروتن امروز در ۲ سانس پشت سر هم روی پرده سینما صحرا آمد یکی در به آهستگی و دیگری در فیلم"وقتی همه خواب بودند" به کارگردانی فريدون حسنپور )
سالن سینما صحرا مملو از جمعیت بود و برای اولین بار یک فیلم را از صندلی های جلو تماشا کردم.در این فیلم "محمدرضا فروتن" نقشش اول را بر عهده داشت .به هر حال باز هم برنامه سینما صحرا تغییر کرد و "قتل آن لاین " جای خود را به "رژه پنگوئن ها " داد.
اولين ساخته بلند شاهد احمدلو كار تميز و ديدني اي از كار درآمده به خصوص اينكه شاهد اخرين حضور منوچهر نوذري هم خواهيد بود. منوچهر نوذري نقش كسي را بازي كرد كه به دليل تنهايي پول ميپردازد تا مراسم مرگش سوت و كور نباشد!
به هر حال "چند ميگيری گريه کنی" هم تو را مي خنداند و هم تورا به فكر فرو مي برد و هم ياد منوچهر نوذری خواهي افتاد.
به هر حال جشنواره را با "چند ميگيری گريه کنی" افتتاح كردم و از اين فيلم خوشم آمد.
دراين فيلم بازيگرانی چون ابوالفضل پورعرب، زنده ياد منوچهر نوذری، نيکو خردمند، شهرام حقيقت دوست و الناز شاکر دوست به ايفای نقش پرداخته اند.

چند نظر:
1ـ توکلنيا تهيه كننده اين فيلم در مورد آخرين حضور زندهياد منوچهر نوذری بر پرده سينما در اين فيلم به "مهر" گفت: "خيلی دوست داشتيم ايشان زنده بود و فيلم را در جشنواره ميديد. "چند ميگيری گريه کنی" به نوعی نخستين فيلم سينمايی زندهياد نوذری بعد از سی و پنج سال است. داستان فيلم درباره مرگ اما در قالب طنز است و بعد از ديدن فيلم به نظر ميرسد که وصيتنامه هنری منوچهر نوذری است. ايشان برای بازی در فيلم اولين و تنها گزينه بود و به نحو شايستهای اين نقش را ايفا کرد. خود ايشان هم وقتی پيشنهاد بازی در اين فيلم را ارائه کرديم به شدت استقبال کرد و به فيلم خيلی اميدوار بود و آن را جزو کارهای خوبش ميدانست. اين فيلم يادگاری بسيار شايسته و خوبی از يک هنرمند پيشکسوت است."
2ـ محمدتقی فهيم، نايب رئيس انجمن نويسندگان و منتقدان سينما، در گفت وگو با "مهر"، در نقد فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" گفت: " وقتی به ساختار و موضوع اين فيلم نگاه می کنيم، متوجه می شويم که شاهد احمدلو با ساخت فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" به دنبال جلب رضايت مخاطب عام بوده است. در واقع اين قشر از مخاطب را مورد هدف قرار داده تا آنها را جذب کند."
اين منتقد سينما افزود: " احمدلو استعداد بالقوه ای است که می تواند در آينده تبديل به کارگردانی بالفعل در بدنه سينمای ما باشد. اما در مجموع فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" بيشتر به سمت کليشه ها رفته بود و احمدلو به جای خلاقيت در ارائه يکسری نوگرايی ها يا ابداعات جديد از فيلم فارسی ها الگوبرداری کرده، حتی از نظر موضوع از يک فيلم قديمی با عنوان "گدايان تهران" بهره برده بود."
وی با اشاره به اين که گرفتن الگو از آثار سينمای قديمی و بهره بردن از کليشه های منسوخ شده برای ساخت فيلم می تواند خطری برای احمدلو باشد، گفت: " شاهد کارگردان جوان و با استعدادی است. بنابراين به جای اين الگوبرداری ها می تواند به فکر خلاقيت در سينمای نوين باشد. البته توجه به مخاطب عام خوب است، چرا که اين گونه فيلمسازان در سينمای ما کم هستند. اما بايد از کليشه ها دوری کند. فيلم "چند می گيری گريه کنی؟" به عنوان نخستين تجربه برای احمدلو قدم خوبی بود."