در مورد اين جامعه شناس فرانسوي كتاب ها و مقالات زيادي نوشته شده است كه كتاب "پي ير بورديو " نوشته ريچارد جنكينز (استاد جامعه شناسي دانشگاه شفيلد) يكي از مهمترين آنهاست.اين كتاب در ايران درسال1385 با ترجمه ليلا جوافشاني و حسن چاوشيان توسط "نشر ني" به چاپ رسيده است.مطلبي كه پيش رو داريد نگاهي خلاصه وار به اين كتاب است.
درمقدمه اين كتاب به قلم مايك هپورث آمده است:" اين مقدمه انتقادي كوتاه به تفكر پي ير بورديو،سرمشق صراحت و بصيرت است.در حالي كه نوشته هاي خود بورديو اغلب پيچيده و حتي مبهم هستند، ريچارد جنكينزواضح و مختصر و از اصل مطلب مي گويد.او ضمن تاگيد بر دستاوردهاي بورديو در زمينه نظريه و روش شناسي،بررسي هاي مفصلي هم درباره مطالعات موضوعي بورديو درباره آموزش و پرورش ، قشربندي اجتماعي و فرهنگ به عمل مي آورد."
وي با بيان اينكه كتاب جنكينز بهترين مقدمه كوتاه انگليسي زبان به آثار بورديو است اضافه مي كند:"همان طور كه جنكينز در صفحه هاي پاياني كتاب خويش مي گويد،انتقاد صادقانه ترين شكل تملق گويي است.من از رويكرد انتقادي او به آثار بورديو لذت زيادي بردم و معتقدم كه جنكينز مقدمه به موقعي نوشته است كه هم دانشجويان و هم مدرسان مجرب آن را سودمند و برانگيزنده خواهند يافت."
با توجه به همين مقدمه مي توان در ابتداي كار نتيجه گرفت كه با كتابي انتقادي به آثار بورديو طرف هستيم،كتابي كه ضمن برخورداري از زباني ساده موضوعات مطالعاتي وي را مورد بررسي قرار داده است.
در بخش "سپاس ها " جنكينز ضمن تشكراز كساني كه او را در نگارش اين كتاب ياري
كرده اند، يادآور شده است در سراسر اين كتاب ازدو كتاب "تشخص" و "منطق عمل" نقل قول هاي فراواني آورده است.
در پيش گفتاري كه برچاپ 2002 اين كتاب اضافه شده جنكينز به مرگ بورديو در بيست و سوم ژانويه همان سال اشاره مي كند و مي نويسد:"چه هوادار بورديو باشيم چه منتقد او،منزلت وي در مقام يك چهره مهم و برجسته انكارناپذير است.او كه در طول زندگي خويش جزو مهمترين جامعه شناسان معاصر به شمار مي آمد،ميراث فكري آشكار و خدشه ناپذيري به يادگار گذاشته است."
به نظر جنكينزدر عرصه جامعه شناسي و علوم اجتماعي فرانسوي،واكنش بورديو در برابر وفاق نظريه كلان و انتزاعي اين بود كه اهميت و محوريت كاوش سيستماتيك و انتقادي را به كرسي بنشاند.
جنكينزدراين پيش گفتار نگاهي مختصر و در عين حال قابل توجه به برخي از اعتقادات و نظريات بورديو دارد.
وي معتقد است كه بورديو متن و زمينه و مسائل وسيع تر جامعه فرانسه را نيز ناديده نگذاشت و با تمام وجود رود حق و در واقع وظيفه روشنفكر مردمي براي درگير شدن با سياست و مباحث روز پافشاري مي كرد.جنكينز همچنين با اشاره به دستاوردهاي بورديو در عرصه فكري بين الملل بر اين عقيده است كه برخلاف بسياري از نظريه هاي معاصربحث هاي بورديو معمولا ريشه درپژوهش هاي مفصلي دارد.
در ذيل مطلب "داوري فرهنگي" كه در همين پيش گفتار به چاپ رسيده جنكينز طبقه بندي محور نظم و سازماندهي اجتماعي را در جهان بيني جامعه شناختي بورديو مي بيند و
مي نويسد: " طبقه بندي به ويژه در بر ساختن اجتماعي كنشگران فردي و جماعت هاي معنادار اهميت دارد،خواه بر پايه جنسيت،طبقه و قوميت استوار باشد يا بر هر پايه ديگري.
وي در ادامه با اشاره به اينكه طبفه بندي در همه محصولات فرهنگي،ازنظر اجتماعي اهميت دارداضافه مي كند كه بنا به ديدگاه بورديو ، قدرت طبقه بندي كننده زبان است كه وسيله و هدف بنيادي هر توليد فرهنگي است.
درذيل مبحث "عرصه جامعه شناسي"پيش گفتار نيز جنكينز به يكي از ادعاهاي مصرانه بورديو درباره متمايز بودن رهيافتش به جامعه شناسي اشاره دارد و اينكه بورديو رهيافت خود را جامعه شناسي جامعه شناسي معرفي مي كند . در پايان پيش گفتار نيز جنكينز كتاب "بار رنج هاي جهان" را كه در سال 1993 توسط بورديو و گروهي نوزده نوشته شده مورد بررسي قرار مي دهد.
با توجه به اينكه با پيش گفتارمفصلي در مورد آثار و عقايد اخير بورديو مواجه بوديم لذا سعي شد تا نگاه جامعي نيز به آن صورت بگيرد و در اين قسمت از مطلب هر يك از بخش هاي كتاب به صورتي جداگانه مورد بررسي و تحليل قرار خواهد گرفت.
1- كتابي براي خواندن
اين بخش از كتاب به مباحثي چون زندگي و آثار پي ير بورديو و نحوه مطالعه كتاب اختصاص دارد . مولف با اشاره به سخن بورديو كه كتاب "انسان دانشگاهي"اش را كتابي براي سوزاندن ناميده است ؛ كتاب حاضر را كتابي براي خواندن معرفي مي كند . (ص 33)
تمامي كساني كه به نوعي با آثار بورديو سروكار دارند اورا متفكري دشوارنويس معرفي
مي كنند.جنكينز نيز در اين فصل از كتاب سبك نگارش بورديو را كه خود آن را "مبارزه اي دائمي عيه زبان عادي " مي داند ، داراي پيچيدگي هاي غير ضروري توصيف مي كند و در ادامه نخستين هدف خودش را از نگارش اين مقدمه " ترجمه" آثار بورديو به زباني كه تا حد امكان روشن و صريح باشد اعلام مي كند.(ص 34)
وي همچنين يادآور مي شود كه از نوشتن اين كتاب سه هدف را دنبال مي كند:"اول،شرح انتفادي آثار بورديو به نحوي كه براي دانشجويان قابل فهم باشد؛دوم،براي انجام اين كار،طيف وسيعي از آثار بورديو را بررسي مي كنم ؛ و سوم،نوشته هاي معرفت شناختي و روش شناختي بورديو را در كانون اين شرح و تعبير قرار خواهم داد."
در اين فصل از كتاب همانطور كه پيش از اين هم ذكر شد به بخشي از زندگي و آثار بورديو بيان شده و نحوه جذب وي به جامعه شناسي را بازگو كرده است.همچنين با اشاره به بازنشستگي ريمون آرون ، اعطاي كرسي خالي وي به بورديو را در رقابت با ريمون بودن و آلن تورن در كولژدوفرانس به تصوير كشيده است.
مي توان گفت اين بخش از كتاب نگاه مختصر و در عين حال كاملي به زندگي بورديو دارد ضمن اينكه جنكينز در اين قسمت مي نويسد:"او خواه جامعه شناس باشد خواه انسان شناس ، در هر حال ، تا حدي فيلسوف نيز باقي مانده است...همين نگاه فيلسوفانه به جهان،كه با تجربه انجام پژوهش عملي تعديل شده،در پس علاقه او به معرفت شناسي و مسائل روش شناسي نهفته است...بورديو به جاي تلاش براي طرح "پرسش هاي بزرگ"
- "معناي زندگي" – بيش تر به چگونگي ممكن شدن اين پرسش ها و شيوه حصول عملي اين پرسش ها به منزله يك پديده اجتماعي علاقه مند است."(ص 42)
همچنين بورديواز لحاظ فكري سعي داشت همرنگ جماعت نباشد و به همين واسطه اولين واكنش خود را عليه پديدارشناسي سارتر كه در ايام دانشجويي او پررونق ترين مكتب فكري بود نشان داد.دومين وجه جدلي افكار او را نيز مي توان در مواجهه با ساختارگرايي مشاهده كرد.
در ادامه اين بحث جنكينز به نقل از خود بورديو در پاسخ به اين سوال كه چه نسبتي با ماركس،وبرو دوركيم دارد مي نويسد:"ماركسيست يا وبري بودن يا نبودن نوعي عقيده ديني است نه يك انتخاب علمي." (ص 46)
با استناد به بررسي هاي جنكينز مي توان نتيجه گرفت با تمام اين اوصاف بورديو از متفكراني چون سارتر ،اشتراوس ،ماركس ،وبر ، دوركيم و به خصوص ويتگنشتاين ، گافمن تاثير پذيرفته است.
همچنين در ادامه باز هم جنكينز ترجيح مي دهد از زبان خود بورديو بگويد كه در پي درك چه چيزي بوده:"موضوع شناسي(ابژه) در علوم اجتماعي واقعيتي است كه در بر گيرنده همه تلاش ها و مبارزه هاي فردي و گروهي در راه حفظ يا دگرگون كردن واقعيت است ، مخصوصا مبارزه هايي كه در پي تحميل تعريف مشروع واقعيت به ديگران هستند،تعريفي كه كفايت نمادين آن مي تواند به حفظ يا براندازي نظم مستقر،يعني همان واقعيت ،كمك كند."(ص48)
جنكينز در پايان اين بخش از كتاب تحت تيتر"نحوه مطاله اين كتاب" سعي كرده تا نكات موثري را در اختيار مخاطب خود قرار دهد،نكتي كه به واقع او را در خواندن كتاب ياري
مي كند.وي با اشاره به اينكه سعي دارد خط سيري منطقي را در اكثر نوشته هاي بورديو دنبال كند مروري كوتا بر فصل هاي كتابش مي اندازد.
2-انسان شناسي و ساختارگرايي
جنكينز در اين فصل به مطالعات انسان شناختي و قوم نگاري بورديو و برآورد اين مطالعات يعني كتاب"جامعه شناسي الجزيره"(اولين كتاب بورديو) اشاره مي كند.
وي در اين فصل در ابتدا به رابطه ميان تجربه مدرن شدن و نگرش دهقانان و كارگران الجزايري به جهان مي پردازد و در ادامه تفسيرهاي ساخت گرايانه بورديو درباره فرهنگ كابيله را از نظر مي گذراند.
مولف كتاب زيرميان تيتر "زمان و افسون زدايي از جهان" سعي دارد تا به برخي از مضامين و انديشه هاي اصلي بورديو بپردازد و در ابتدا يكي از مضامين اصلي كه رشته وحدت آثار بورديواست را مورد بررسي قرار مي دهد؛ يعني تلاش او براي درك رابطه ميان سوبژكتيويته و آن دنياي اجتماعي "عيني" كه سوبژكتيويته مذكور در آن شكل مي گيرد و در توليد و بازتوليد آن سهيم مي شود.
همچنين در صفحاتي بعدي و تحت عنوان "ساخت گرايي سعادتمند :خانه بربر ؛ جنكينز قصد دارد به ساخت گرايي يعني همان چيزي كه بورديو در اوايل دهه 60 به آن تعلق خاطر داشت و بعدها عليه آن واكنش نشان داد بپردازد.وي پس از مقد ماتي در خصوص ساختارگرايي سوسور و اشاره به روزهايي كه خود بورديو نيز ساختارگرا بوده نتيجه مي گيرد :"ساختارگرايي شايد بازي فكري الهام بخش و برانگيزنده اي بوده باشد،اما چندان نقش و سهمي در تلاش بورديو براي فهم چگونگي انجام امور و چگونگي تجربه شدن مجموعه اي از اعمال به منزله جبر و ضرورت "بدون قصد و نيت سازمان دهنده "،نداشته است:يعني فهم
"x را چگونه بايد انجام داد"،"هيچ كار ديگري نمي توان انجام داد".
وي سپس به اينكه ساخت گرايي اهميت شاياني داشته اشاره مي كند و آن را محملي براي حل معضل فكري بورديو و روشن ساختن برنامه فكري او مي داند.
همچنين در اين فصل از كتاب ،جنكينز قصد دارد نگاهي به بررسي هاي قوم شناختي بورديو بپردازد و در ذيل عنوان "بررسي هاي بيش تري درباره نمادگرايي و طبقه بندي"از رد شيئي سازي يا بيش ازاندازه منظم ساختن فرهنگ در ساخت گرايي و عيني سازي واقعيت اجتماعي كه حاصل ساده لوحي ومعرفت شناختي قوم نگاري مرسوم است در آراي بورديو مي نويسد و اينكه وي " تشخيص مي دهد كه نظم و الگويي در نظام تمايلات و شاكله هايي كه او ريختار مي نامد وجود دارد."
در اين بخش از فصل جنكينز اشاره مي كند كه :"از نظر بورديو ،"واقعيت "ساختار فرهنگي رامي توان به كمك چهار قضيه اصلي درك كرد."
و سپس به تشريح اين چهار قضيه يعني ديدن جهان - به معناي فرهنگي نه بصري،انجام طبقه بندي بر مبناي دوتايي سر نمونه اي يا مدل منظم دو سويه و... مبادرت مي ورزد.
و بالاخره جنكينز در پايان اين فصل با عنوان "از قواعد تا استراتژي ها"از آخرين تجربه هاي انسان شناختي بورديو سخن مي گويد.
مي توان گفت كه اين فصل جنكينز همانطور كه خودش نيز اشاره مي كند كارهاي قوم نگارانه بورديو را بررسي مي كند تا نشان دهد كه اكثر تحولات نظري بعدي او در همين تجربه ريشه دارد.
3- آزمايش هايي در معرفت شناسي
در اين فصل جنكينز ابتده با مقدمه اي در باره ترس اغلب دانشجويان از مباحث معرفت شناختي اشاره مي كند كه اين مباحث و مسايل معرفت شناختي در بطن برنامه جامعه شناسي بورديو نهفته اند.
همچنين مولف با عنوان "بازگشت [شخص] بومي"قصد دارد به اين سوال ها پاسخ دهد كه"پس آزمايش معرفت شناختي بورديو چه مي شود؟ او در پي انجام دادن چه كاري بود؟"و سپس اشاره مي كند كه بورديو تلاش مي كرد وضعيت اجتماعي معيني را از ديدگاهي تحليلي يا جامعه شناختي بنگرد و همچنين موضع علمي نسبت به آن وضعيت و تاثير پذيرش چنين موضعي را بر معرفت جامعه شناختي درباره آن وضعيت ،زير نظر بگيرد.
جنكينز با استفاده از ميان تيتر "تعابير رسمي" قصد دارد بگويد كه طرفدار پروژه بورديو براي عيني سازي مشاركت كننده است .
وي سپس با عنوان "خطاي تلخيص" يادآور مي شود كه بحث بورديو درباره خطاي تلخيص ناشي از ناخرسندي او از ساختارگرايي است و عمدتا به سه نوع از تعابير تلخيصي يعني نمودارها،شجره نامه ها و تقويم ها مربوط مي شود.جنكينز پس از اين حرف به تشريح دلايل خطا درهريك از موارد ياد شده در آثار بورديو مي پردازد.
اما عنوان "استفاده از آمار"در اين فصل به بررسي تمايل يا عدم تمايل بورديو به استفاده از آمار اختصاص دارد.وي با اشاره به اينكه بورديو بر بازتابندگي يا همان عيني ساختن عيني سازي به عنوان جنبه اي ضروري در فرايند پژوهش اصرار داشت ؛اين استلال را نه چندان راديكال و نه چندان ابتكاري تعبير مي كند. با اين حال در ادامه اظهار مي كند كه اهميت بورديو به خاطر بررسي و قضاوت آشكاراي فرايند تامل و فعل و انفعال ميان نظريه ، روش ومعرفت شناسي درآثارش است.
4- عمل ، ريختار،و ميدان
در اين فصل جنكينز به نظريه هاي عمل اجتماعي بورديو پرداخته است كه به نوعي مهم ترين بخش از آثار اوست.در واقع مولف با اشاره به تلاش بورديو براي فراتر رفتن از انتخاب اجباري و تشريفاتي از ميان سوبژكتيويسم و ابژكتيويسم نتيجه مي گيرد كه مدل وي از بشريت و انسان شناسي فلسفي او همچنان اسير تناقض حل نشده جبرگرايي و اختيارگرايي است و كفه استدلال هاي او به نفع جبرگرايي سنگيني مي كند.
جنكينز با عنوان "عمل و منطق آن " از اينكه رهيافت بورديو به نظريه پردازي درباره عمل اجتماعي از همان گام نخست با مجموعه اي از تاكيدها مشخص و متمايزمي شود،سخن
مي گويد:"تاكيد بر ساختن الگويي آماري از واقعيت به عنوان يك داده اساسي ؛ تاكيد بر مسئله دار بودن آنچه مردم مي گويند به عنوان چيزي غير از تاملي ساده درباره آن چه در سر آن ها مي گذرد يا توصيف معتبري از دنياي اجتماعي ؛ تاكيد بر ماهيت خلق الساعه و استراتژيك عمل كه در تعارض با بررسي رفتار به عنوان پديده اي تحت هدايت قواعد است ؛ و تاكيد بر ضرورت تحليل در زماني كه ريزه كاري ها و جزئيات زندگي اجتماعي را در زمان و مكان جاي مي دهد."
جنكينز با استفاده از ميان تيتر "ريختار" پس از ارايه تعاريف متعددي كه از ريختار وجود دارد نظريات بورديو را در مورد اين مفهوم بررسي مي كند و مي نويسد كه بورديو بعضي از معناهاي اصلي اين مفهوم را كه به رابطه ميان بدن و ريختار مربوط ميشود حفظ
مي كند.همچنين اشاره مي كند كه بين ديگري از تجسم ريختار را مي توان در استفاده بورديو از واژه "سلوك" ديد.
در ادامه اين فصل با عنوان "ميدان،بازار و سرمايه" مواجه مي شويم كه جنكينز در توضيح اين مفاهيم در آثار بورديو مي نويسد:" بنا به تعريف بورديو، يك ميدان ، عرصه اي اجتماعي است كه مبارزه ها يا تكاپوها بر سر منابع و منافع معين و دسترسي به آن ها درآن صورت
مي پذيرد." سپس اضافه مي كند كه استفاده بورديو از واژه سرمايه براي توصيف اقلام با ارزش ميدان هاي اجتماعي مي تواند نشان دهنده استفاده وي از استعاره اقتصادي براي فهم زندگي اجتماعي باشد؛ به همين ترتيب اسفاده او از استعاره بازار نيز مي تواند دليلي بر همين مدعا باشد.
"هستي شناسي ،معرفت شناسي و نظريه " ميان تيتر ديگر اين فصل است كه مولف درآن نوشته هاي بورديو را در سطح هستي شناسي ناشي از پذيرش تجربه گرايي شكاكانه
مي داند.اما جنكينز سپس ادامه مي دهد كه در معرفت شناسي بورديو شكلي از واقع گرايي مشاهده مي شود كه مي توان آن را سازمايه گرايي ناميد.
5- خشونت نمادين و بازتوليد اجتماعي
اين فصل به طور كلي به بررسي كاربست چارچوب نظري بورديو در مطالعه نظام آموزشي فرانسه مي پردازد و درباره نحوه برخورد جامعه شناسان آموزش و پرورش انگليسي زبان با بورديو نيز بحث مي كند.
خشونت نمادين نيز يكي از مباحث مهم نظري بورديو محسوب مي شود كه جنكينز در اين فصل به آن پرداخته است. بورديو مفهوم خشونت نمادين را آنجايي كه از سرمايه نمادين بحث مي كند به كار مي گيرد و مي گويد آدم هايي كه از سرمايه نمادين بالايي برخوردارند ذائقه خود را به جامعه تحميل مي كنند و اين اعمال سلطه طبقات بالا بر طبقه پايين را خشونت نمادين مي نامد.
جنكينز مي گويد كه به نظر بورديو قرارگاه اصلي خشونت نمادين "فعاليت پرورشي و تربيتي " است و تحميل خودسري فرهنگي بر سه نوع آموزش پراكنده ، آموزش خانوادگي و آموزش نهادي شده صورت مي گيرد. وي در ادامه به تشريح اقتدار تربيتي مدرسه در اين نظريه بورديو مي پردازد.
سپس با ميان تيتر "بازتوليد فرهنگي و بازتوليد اجتماعي" مواجه مي شويم ؛ميان تيتري كه جنكينز در متن آن به ترسيم جامعه شناسي آموزش و پرورش بورديو مي پردازد.
مولف با بررسي آراي برخي متفكران در مورد تعدادي از مفاهيمي كه در آثار بورديو وجود دارد مي نويسد :" بورديو در نظريه خشونت نمادين خويش چنين استدلال مي كند كه يكي از ويژگي هاي نظام هاي نهادي آموزش و پرورش اين است كه آن ها بايد مسئوليت كاركرد و بازتوليد دائمي خويش را بر عهده بگيرند. اين مضمون به صراحت در بخش دوم بازتوليد مورد توجه قرار نمي گيرد و ما بايد آن را در جاي ديگري بجوييم ، يعني در انسان دانشگاهي كه تقريبا پانزده سال بعد منتشر شد."
جنكينز همچنين تحت عنوان "ترس و نفرت در ناتر " سعي مي كند تا كتاب "انسان دانشگاهي " بورديو را مورد بررسي قرار دهد و پس از طرح بعضي مباحث كتاب نتيجه
مي گيرد كه اين كتاب فقط درباره آموزش عالي نيست بلكه درباره فرهنگ و منزلت ، فرهنگ به مثابه هدف و وسيله مبارزه و فرهنگ به مثابه شاخص هويت اجتماعي نيز هست.
6- فرهنگ ، منزلت و تشخص
به نوعي از عنوان اين فصل مي توان اين نتيجه را گرفت كه با نوشته اي در مورد فرهنگ مواجه ايم و در واقع نيز همين طور است چرا كه در اين فصل موضوع فرهنگ و ساسله مراتب اجتماعي مطرح مي شود.
در مدل بورديو ، فرهنگ چيزي است كه گروه هاي منزلتي در بازتوليد نظم اجتماعي خويش ، بر سر آن و به وسيله آن مبارزه مي كنند.
جنكينزبا مقدمه كوتاهي در مورد فرهنگ از ديدگاه مدرنيسم و مناقشه اي كه بر سر آن وجود دارد ، در مورد تاكتيك هايي كه بورديو براي تعريف فرهنگ ارايه مي د هد ، بحث مي كند و نتيجه مي گيرد كه : "جامعه شناسي فرهنگ بورديو جامعه شناسي مصرف فرهنگي و كاربردهاي عملي فرهنگ و شيوه تعريف و دفاع از مقوله هاي فرهنگي است.بيهوده است كه در آثار بورديو به دنبال جامعه شناسي كنش هاي توليد فرهنگي بگرديم."
مولف سپس با عنوان "عكاس ها و گالري هاي هنر" توضيحاتي در خصوص دو كتاب بورديو يعني درباره عكاسي و عشق هنر است كه بيانگر نظريات او در اين زمينه است.
در اين كتاب ذيل عنوان "ميدان فكري و پروژه اخلاقي" جنكينز مي نويسد كه تعبيربورديواز ميدان فكري جايي است كه آفرينش در آن رخ مي دهد و در واقع ميدان فكري نظامي از عاملان است كه در روابطي كه با يكديگر دارندممكن است به مثابه نيروهايي با توان هاي متفاوت مفهوم پردازي شوند كه در تضاد يا در اتحاد با يكديگر،اين ميدان را در هر لحظه معيني ساخت مي دهند.
همچنين جنكينز به تعبير بورديو از پروژه خلاق اشاره مي كند كه آن را محلي براي ملاقات و گاهي هم تعارض ميان ضرورت دروني اثر هنري كه خواهان تداوم ،اصلاح و تكميل آن است ،و فشارهاي اجتماعي كه اثر هنري را از بيرون هدايت مي كند؛ مي داند.
اما مبحث "تشخص " كه يكي از مهمترين مباحث مطرح شده از سوي بورديو است نيز در اين كتاب تشريح شده است. به گفته جنكينز بورديو در تشخص بحث را در زمينه مانوسي آغاز مي كند ،يعني پيوند ميان كردوكارهاي فرهنگي و خاستگاه هاي اجتماعي ،كه تا حد زيادي به ميانجي آموزش رسمي اين پيوند برقرار مي شود.
جنكينز با بيان اينكه لحن بورديو در تشخص نيز همانند ساير كارهايش دشوار است اما اين كتاب اثر جامعه شناختي چشمگير و اثر گذاري است.
7- كاربردهاي زبان
"فرهنگ ،يعني كانون بحث فصل هاي پيشين ،بدون زبان تصور ناپذير است."
جنكينز با اين جمله اين فصل را آغاز مي كند ودر چند سطر بعد ادامه مي دهد كه بورديو اصرار دارد زبان را نمي توان جدا از متن فرهنگي آن و شرايط اجتماعي توليد و دريافت آن تحليل و فهم كرد.
اين فصل سه ميان تيتر دارد كه عبارتند از:"زبان معمول"،"زبان دانشگاهي " و "زبان بورديو" و مهمترين آن ها همين آخري است.
وي در اين بخش با اشاره به زبان بورديو و نوشته هاي او تاكيد مي كند كه بورديو عمل نوشتن خود را مبارزه اي دائمي عليه زبان عادي توصيف مي كند و ناگفته پيداست كه اودر اين مبارزه عموما پيروز مي شود. سپس نويسنده كتاب سعي دارد تا ارتباط اين مسئله را با داعيه بورديو براي تشخص و تمايز توضيح دهد و در ضمن به بيان دلايل بورديو براي اينگونه نوشتن مي پردازد.
8- استفاده از بورديو
جنكينز در اين فصل قصد دارد بگويد كه چگونه كارهاي بورديو مي توانند به پيشرفت نظريه اجتماعي واستراتژي هاي پژوهشي كمك كنند.
در وافع مولف در اين فصل حرف هاي جالبي مي زند و به نكات قابل توجهي اشاره مي كند از جمله انتقادي كه به بورديو وارد مي كند:"حرف و عمل او هميشه مغايرت دارند،او پيوسته حرف از انجام دادن كار معيني مي زند اما در عمل كار ديگري مي كند." وي همچنين با برشمردن برخي از نقاط ضعف و قوت در مورد ادعاهاي خود بحث مي كتد.
جنكينز در پايان اين كتاب در چند صفحه تحت عموان "خواندن آثار بورديو" به معرفي بهترين منابعي كه براي شروع خواندن آثار بورديو مناسب ترند مي پردازد كه يكي از نقاط برجسته اين كتاب محسوب مي شود.